سيد ظهير الدين مرعشى
مقدمه 46
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
نياكان خود را از دست نداده بودند ، فقط در عهد معتصم باللّه عباسى قارن بن شهريار به خواهش خليفهء مزبور ، اسلام پذيرفته و زنار بگسست » « 1 » . اهل فضل و اطلاح از قديم براى غالب ولايات ايران تاريخهاى مخصوصى نگاشتهاند و نسخههاى چاپى يا خطى بعضى از آنها موجود است ، از قبيل عقد العلى ( تاريخ كرمان ) تأليف احمد ابن حامد ( چاپ ايران ) ، و تاريخ گيلان تأليف سيد ظهير الدين ( چاپ رشت ) ، و تاريخ گيلان تأليف ملا عبد الفتاح فومنى ( چاپ پترسبورغ ) ، و تاريخ خانى ( تاريخ گيلان ) تأليف على بن شمس الدين ( چاپ پترسبورغ ) ، و شيرازنامه تأليف ابو العباس احمد بن ابو الخير ، و جامع مفيدى ( تاريخ يزد ) تأليف محمد مفيد مستوفى ، و تذكرهء شوشتريه تأليف سيد عبد اللّه متخلص به فقير ؛ ( نسخههاى خطى اين كتاب اخير در موزهء بريتانى موجود است ) ، و فردوس التواريخ ( تاريخ مشهد ) ( چاپ ايران ) ، و فارسنامه تأليف مرحوم فرصة الدوله ( چاپ شيراز يا بمبئى ) و غير اينها كه تعداد آنها عجالة از موضوع بحث ما خارج است . ليكن طبرستان به واسطهء كثرت وقايع و اهميتى كه در هر دوره داشته است بيشتر از همه توجه نويسندگان و مورخين را جلب نموده و شايد عدد تأليفاتى كه براى ضبط حوادث و وقايع اين قطعه از ايران نوشته شده است از بيست كتاب بيشتر باشد و ذيلا اسامى آنها را ، تا اندازهاى كه مىدانيم ، با شرح مختصرى بيان مىنماييم : 1 - كتاب فتوح جبال طبرستان - در زبان عربى ، تأليف ابو الحسن على ابن محمد - المدنى كه در سال 225 هجرى وفات كرده است « 2 » و اين كتاب نخستين تاريخ طبرستان است كه اسم آن در تأليفات ديگران ذكر شده است . 2 - عقد السحر و قلائد الدرر - تأليف ابو الحسن على بن محمد اليزدادى ،
--> ( 1 ) ابن اسفنديار خطى صفحهء 147 ( 2 ) مقدمهء آلمانى دارن به سيد ظهير الدين نقل از حاجى خليفه .